← ATA Sözlük

Q

6,522 söz bu siyahıda

Təmizlə
Söz Ərəb əlifbası Növ İzahlar
Qəltaq غلتاق Farsca ← قالتاق.
Qəlçe غلچه Farsca پست و کوتاه. رند.
Qələt dartmaq غلط دارتماق غلط کردن. کنتافتکاری کردن.
Qelefti غلفتی Farsca ← قیلفیتی.
Qələkə غلکه کلون.
Qelman غلمان Farsca ← قولمان.
Qolonbe غلنبه Farsca ← قولونبا.
غم پیچاغی غم پیچاغی سنگ صبور.
Qəmxan غم خان مهربان. دلسوز.
Qəmxana غم خانا محنتکده. دل.
غنج غنج نام رود گنگ. آسوده. مملو.
Qonçə غنچه Farsca ← قونچا.
غنچیجی غنچیجی Farsca غزنوی. اهل غزنه.
Qondore غندره Farsca ← قوئندارا.
غنیمت بیلمک غنیمت بیلمک غنیمت شمردن.
Qənimətçi غنیمتچی فرصت طلب.
Qu غو دیواره. حصار. پرچین.
Qubçaçi غوبچاجی خدمتکار حرم.
Qutək غوتک کلاغ سیاه بزرگ.
Quç غوچ Farsca ← قوچ.
Qur غور هجوم. شهری در افغانستان.
Qurbağe غورباغه Farsca ← قورباغا.
Qurt غورت Farsca ← قورت.
Qusun غوسون Monqolca چکمه.
Qoğa غوغا Farsca ← قاوقا.
Quma غوما کنیز مدخوله.
Quman غومان کنیز مدخوله. ماده گاو. گوساله.
غوناجین غوناجین ماده گاو. گوساله.
غوناچی غوناچی کنیز. ماده گاو. گوساله.
غونتک غونتک Heyvanşünaslıq کلاغ سیاه بزرگ. زاغ.
غونده غونده Heyvanşünaslıq عنکبوت دشتی. حشره.
غوولونک غوولونک زردآلو. مشمش.
Qiyabiçi غیابیچی دانشجوی یا دانش آموزی که غیابی تحصیل می کند.
Qeyb غیب نابود. خطر. ترس.
Qeybətçi غیبتچی غیبت کننده.
Qeybsiz غیبسیز امن.
Qeybli غیبلی خطرناک. ناامن.
Qicək غیجک / غیچک ← قیچک.
غیرتجان غیرتجان گمان. ظن. رباط. کاروانسرا.
Qeyrətkeş غیرتکش غیور. با غیرت.
غیشه غیشه نیزار کتاب آب. علوفه. کپر.
Qılcaymaq غیلچایماق از خود رفتن.
Qıngışmaq غینگیشماق فرست زدن. کشیدن و تکان دادن دماغ در هنگام استشمام بوی بد یا تند.
غینه غینه حرف تصغیر. فیزغینه=دخترک.
Q ق یکی از حروف صامت پرکاربرد زبان ترکی آذربایجانی است که جزء حروف صامت طنین دار، پسین کامی و انفجاری گروهبندی می‌شود. این حرف هرگز در آخر کلمات تک هجایی نمی‌آید. اگر «ق» در آخر کلمه و قبل از حروف صامت گنگ قرار بگیرد، گنگ تلفظ می‌شود. اگر بعد از کلماتی که با حرف «ق» خاتمه می‌یابد، پسوند یا کلماتی بیاید که با حروف صامت طنین دار و یا با حروف صدادار شروع شود، «ق» مثل «غ» تلفظ می‌شود و اگر پسوند و یا کلماتی بیابد که حرف اول آنها صامت گنگ باشد، «ق» مثل «خ» تلفظ می‌شود. در ترکی آذربایجانی به صورت اصیل و خشن و در ترکی استانبولی به صورت «ک» ادا می‌شود. روند تغییر آن چنین بوده است: ق ← گ ← ک ← خ
قؤفتا قؤفتا نوعی رقص آذربایجانی. رقصی است با سرعت کم برای خانم‌ها. در باکو آفریده شده است. به همراه تصنیف اجرا می‌شود. در اصل توسط خانم‌های مسن اجرا می‌شود.
قؤقاچاق قؤقاچاق Heyvanşünaslıq نوعی دارکوب.
قؤل آتان قؤل آتان Oğlan Adı پیش رونده. متکامل.
قؤل آتماق قؤل آتماق پرشاخه‌ شدن.
قؤل آستی قؤل آستی مستعمره. زیردست.