← ATA Sözlük

Z

93 söz bu siyahıda

Təmizlə
Söz Ərəb əlifbası Növ İzahlar
Zoban زوْبان بی‌رحم. بزرگ.
Zubana زوبانا چوب کناری درب.
Zobun زوْبون لباس زنانه.
Zop زوْپ بسیار بزرگ.
Zopa زوْپا چوبدستی کلفت. چماق. چوب بزرگ برای زدن. گردن کلفت. تنومند. زوْپاتا: چماق. دیووس. زوْپالاشماق: با چماق دعوا کردن. زوْپالاماق: با چماق زدن. زوْپالاناماق: ضربه چماق خوردن. زوْپاناق: ضربه زدن. زوْپاناخ: چوب بزرگ گردو زنی.
Zopu زوْپو چوبی (رقص). رقص دسته جمعی جوانان که در عروسیهای قدیمی اجرا می‌شد.
Zotu زوْتو مشت.
Zod زوْد جوشکاری. لحیم کاری. تیزی. قاطعیت. برش. نفوذ. جوش.
Züppə زۆپپَه لوده. دلقک.
Z ض در لغات وارده به پیروی از املاءاصلی کاربرددارد. در زبان آذربایجانی مانند «ز» بیان می شود. هیچ واژه اصیل ترکی را نباید با این حرف نوشت.
Zabit ضابط افسر. صاحب منصب.
Zabitə ضابطه افسر آگاهی.
Zabitə mə'muru ضابطه مأمورو شحنه.
Zabt ضبط توقیف. صورت مجلس. ضبط اتـمک: توقیف کردن. تصرف کردن. فتح کردن. ثبت کردن.
Zid zileyxa ضد زلیخا زشت.
Zərbli ضربلی ضربی. زدنی.
Zərbəçi ضربه چی پیشتاز. پیشرو.
ضربه دۆشمک ضربه دۆشمک به زحمت افتادن.
ضربه لی ضربه لی ضربی. زدنی. فوری. عاجل.
Zə'if ضعیف ناتوان. زن. زوجه.
Ziyadar ضیادار درخشان.
Ziyalanmaq ضیالانماق روشن شدن.
Ziyalı ضیالی روشنفکر.
Z ظ در لغات وارده به پیروی از املاء اصلی کاربرد دارد. در زبان آذربایجانی مانند «ز» بیان می شود.
Zarafat ظارافات شوخی. ظرافت.
ظارافات بیلمه ین ظارافات بیلمه ین برج زهرنمار.
Zərf ظرف قاب. قید. پاکت پستی.
Zərfləmək ظرفله مک پاکت کردن.
ظریف ایلان بوغان ظریف ایلان بوغان مرحله ای از رشد نوزاد (پس از ۷ ماهگی که در آن هر چیزی را که در دسترس باشد، محکم گرفته و به دهانش میبرد. اصطلاحاً می گویند اگر مار نیز به چنگش برسد، آن را هم خفه می کند.
Zəfər ظفر خطر. زیان.
Züləmat daşı ظلمات داشی طلا و نقره. سنگ ظلمات.
Zülümdar ظلمدار مظلوم.
زنهارا گلمک زنهارا گلمک بیزار شدن
زنگال / زنگان زنگال / زنگان ← زنگل
ضبط اتـمک ضبط اتـمک توقیف کردن
زنبغل زنبغل ← زونبولوق
زنبیل آغاجی زنبیل آغاجی ← زیبیل آغاجی
زوْپاتا زوْپاتا چماق
زوْپالاشماق زوْپالاشماق با چماق دعوا کردن
زوْپالاماق زوْپالاماق با چماق زدن
زوْپالاناماق زوْپالاناماق ضربه چماق خوردن
زوْپاناق زوْپاناق ضربه زدن
زوْپاناخ زوْپاناخ چوب بزرگ گردو زنی