← ATA Sözlük

M · م

2,184 söz bu siyahıda

Təmizlə
Söz Ərəb əlifbası Növ İzahlar
M م یکی از حروف صامت زبان آذربایجانی است که جزء حروف طنین دار، جفت لبی، شبه صائت گروهندی می شود. هیچ واژه اصیل ترکی با «م» آغاز نمی شود. در ترکی قدیم کمتر کاربرد داشت. این حرف اغلب موارد با حروف «ب»، «ن» و ... قابل تبدیل است.
Məzun مأذون مرخص. فارغ التحصیل. مأذونیت: مرخصی. مأذونیتیجی: مرخص. فارغ التحصیل.
Möpüş مؤپوش نام پارچه قدیمی.
Mütəncəm مؤتنجِم مطنجم. خورشتی که از قطعات گوشت و قیسی و کشمش تهیه می کنند. طاس کباب. خورش خوشمزه گوشت. آب گوشتی که به آن آب لیمو و آب قند بیفزایند. تافته جدا بافته. عزیز. محبوب.
Mötur مؤتور Heyvanşünaslıq بُز نر.
Mücək مؤجک Heyvanşünaslıq گرگ.
Mücürü مؤجورو صندوقچه‌ای که در آن زینت آلات خود را نهند.
Müccük مؤجّوک انگولک.
Müçəl مؤچل ریشه کوچک درخت.
Müçəl مؤچل فال ستاره. دوره. دوره گردش سیاره مشتری بر گرد خورشید.
Müçəl toy مؤچل تؤی سالگرد.
Müçəlgə مؤچلگه وثیقه و محضری را گویند که در عهود و مواثیق درست باشد. سندی است که در آن تعهد یا پیمانی نوشته شده باشد.
Müçəlnamə مؤچلنامه سند یا کتابی که هر کدام از سالهای تقویم را نوشته.
Müçə مؤچه حجم. عضو. شغل و منصب دیوانی. سهم. کادو. پاداش. ۱۲ قسمت بدن گوسفند ذبح شده که در میان ترکان هر کدام اهمیت و معنای متفاوت داشت. سهم هر قبیله از گوشت و استخوان گوسفند که بنا به موقعیتش یعنی «اورون» تعیین می شد.
Müçənək مؤچه نک پنس.
Müçük مؤچوک استخوان خاج. مژه. نی. خیزران. دودول.
Müxöv مؤخؤو جذام.
Moda مؤدا پشته علوفه. گردوی درشت. پرخور. کاسه بزرگ سفالی.
Müdbəq مؤدبق آشپزخانه.
Mürt مؤرت فایده. خیر. سود.
Mürtük مؤرتوک کوچک. ظریف.
Mörgül مؤرگۆل Monqolca سجده. عبادت.
Mörgülçün مؤرگۆلچۆن Monqolca عابد. حاجی.
Mörgüləmək مؤرگۆله مک چرت زدن. پینکی زدن.
Mörgülü مؤرگۆلوُ خمار. خواب آلود.
Mormor مؤرموْر صبح.
Mörə مؤره شاخ بریدهٔ نهال.
Möz ayı مؤز آیی ماه خرداد.
Möş مؤش قله کوه.
Möhrə مؤهره گل خام که لایه لایه برهم بچینند. اردکی که به عنوان طعمه رها کنند و اردک وحشی را به دام کشانند.
Möhrə dam مؤهره دام گونه‌ای ساختمان یا دیوار که از گل قالب گیری شده.
Möhrə duvar مؤهره دووار دیوار از گل خام لایه لایه.
Möhür balamaq مؤهور بالاماق از حرف خود برگشتن.
Möhürbənd مؤهوربند ← قوشما.
Mohumatçı مؤهوماتچی خرافاتی.
Möv مؤو درخت انگور.
Mövc مؤوج مویز. کشمش.
Mövrə مؤوره ذغالی از چوب درخت انگور که زود آتش می گیرد.
Mövəstil مؤوستیل جوانه تاک.
Mövsüm مؤوسوم خرداد (فراقی).
Mövşək مؤوشک شاخه نورسته مو.
Mövlük مؤولوک تاکستان.
Mövəsə مؤوه سه نهال جوان.
Möyləş مؤیلش دروغگو.
Moyun مؤیون گردن. ← بویون.
Metə مئته مادر بزرگ مادری.
Meçan مئچان مو. گیسو.
Meçik مئچیک گرد. مدور.
Meçin مئچین خوشه پروین. هفت خواهران.
Meddə مئدّده زیرک. منفعت طلب.