ATA ATA Azərbaycan Türkcəsi Akademiyası
← ATA Sözlük

Hamısını gör

2,740 söz bu siyahıda

Təmizlə
Söz Ərəb əlifbası Növ İzahlar
کئچسه مک کئچسه مک در فکر عبور بودن.
Keçəş کئچش رحم. گذشت.
Keçək کئچک راه پر رفت و آمد. پل. تاریخ. ماجرا. لباس. تحمیلی.
کئچکچی کئچکچی مورخ. مسافر. رهگذر.
کئچکله مک کئچکله مک تاریخ نوشتن.
Keçəkli کئچکلی جذاب.
کئچکلیک کئچکلیک معبر. گذر. رختشویخانه.
Keçkən کئچکن تقویم. سالنامه.
Keçki کئچکی نهر کوچک برای آبیاری زمین. تیری که بجای پل روی نهردانازند. گذر. عبور. شب. باستانی.
Keçkir کئچکیر لذت. نشئه. غربال.
Keçkili کئچکیلی با نفوذ. متنفذ.
کئچکین کئچکین روپوش زنانه. مانتو. گذرا. رسیده. پیر. تاریخ گذشته. مدهوش.
کئچکینچی کئچکینچی ولخرج. اسرافکار. سیار.
Keçkinli کئچکینلی پرفروش.
Keçgərə کئچگره نوعی فرغون.
Keçgəl کئچگل با نفوذ. نافذ.
Keçəl کئچل بی مو. طاس. به صورت کچل با همین معنا وارد فارسی شده است. از قدیم. ملایم. قابل گذشت. کچل در داستانها و آیینهای مردم آذربایجان، نماد انسانی بیجاره است که دعایش زودتر برآورده می شود. دیگران نیز هرچه بخواهند به نام او می خواهند.
Keçəl oyunu کئچل اویونو نمایشی معروف که با شخصیتهایی چون قاضی، دو برادر کچل، مادر و لوطی برگزار می شد. «یتیم ولی» نیز گویند.
Keçəlti کئچلتی معبر. گذرگاه.
Keçəlləmək کئچلله مک طاس شدن.
Keçəllik کئچللیک طاسی. کلی.
Keçləm کئچلم گذشت. عفو.
کئچله کرکس کئچله کرکس ← آغ بابا.
Keçləmə کئچله مه طرف پهلو. بغل.
کئچلیک کئچلیک جوانی. موروثی. گذرنامه.
Keçməz کئچمز نفوذناپذیر. غیرقابل عبور. نابخشودنی. گذشت ناپذیر. غیرقابل عفو. کساد.
Keçmək کئچمک گذشتن. رد شدن. عبور کردن. سپری شدن. تجاوز کردن. مرور کردن. صرفنظر کردن. عفو کردن. اغماض کردن. نفوذ کردن. رسوخ کردن. سرایت کردن. منتقل شدن. درهم فرو رفتن. فرورفتن. پیشی گرفتن. سبقت جستن. از حال...
Keçmə کئچمه عبور. خاموشی. عفو. غش. رواج.
Keçmə çərçivə کئچمه چرچیوه چهارچوبه‌ای که کنارهای آن به هم قفل و بند شده است.
Keçməlik کئچمه لیک گذرنامه. معبر. مرور. فضولی.
Keçməli کئچمه‌لی گذرا. گذشتنی. رایج. با نفوذ.
Keçmiş کئچمیش گذشته. سابق. سپری شده. خاموش. بعد از باستانی. به صورت «کشمش» در معنای انگور خشک شده وارد فارسی شده است.
Keçmiş olsun کئچمیش اولسون عیبی ندارد. ناراحت نباش. خیر باشد ان شاء الله.
Keçən کئچن رهگذر. عابر. گذرنده. گذار. گذشته. ایام گذشته. قبل. پیش. متخطی. مسری.
Keçni کئچنی نقش (قالی یا پارچه).
Keçnik کئچنیک تاریخ گذشته.
Keçə کئچه نمد. مشوش. پیچیده. گذشته. احمق. خام. نارس. بهترین و مرسوم‌ترین زیرانداز کف آلاچیق و پوشش خارجی آن است. از بهترین بشم گوسفند تهیه می‌شود. نمد مزایای زیادی نسبت به گلیم و زیلو دارد. از بشم دامها به آسانی و در کمترین مدت تولید می‌شود. در زمینهای نمناک و مرطوب مفید است. در تهیهٔ جل لاسپ و جهاز شتر و پوشش خارجی آلاچیق به کار می‌رود. بسیار سبک و قابل حمل و نقل است. بر روی نمد اقسام گلدوزی که حاصل هنر و ذوق زنان است انجام می‌گیرد.
Keçə atan کئچه آتان نمد مال.
Keçə ayaq کئچه آیاق کسی که بیصدا راه برود.
Keçə oyunu کئچه اویونو ← اوووج اویونو.
Keçə basan کئچه باسان نمد مال.
Keçə basan کئچه باسباق نمد مالیدن.
Keçə baş کئچه باش بیماری ریه در بزها. کلاه نمدی.
Keçə balaq کئچه بالاق خزه. جلبک.
Keçə balığı کئچه بالیغی تکه‌های نمد که بر پالان دوزند.
Keçəbə کئچه به سبد بزرگ چوبی و چهارگوش مخصوص حمل انگور.
Keçə biçən کئچه بیچن نمدبر.
Keçə papaq کئچه پاپاق کلاه نمدی. دلقک.
Keçə piçaq کئچه پیچاق ستمکار.
Keçə təpən کئچه تپن نمد مال.