← ATA Sözlük

C · ج

168 söz bu siyahıda

Təmizlə
Söz Ərəb əlifbası Növ İzahlar
C ج یکی از حروف صامت زبان ترکی است که جزء حروف بی صدای طنین دار، پیشین کامی و انفجاری گروهبندی می شود. آغاز کلمه با «ج» در ترکی قدیم به ندرت وجود دارد. بسیاری از واژگان ترکی اصیل که با «ج» شروع می شوند، از «ی» و یا «چ» تبدیل شده اند.
Cocaq جؤجاق سر. کله.
Cocaq جؤجاق سر. کله.
Cöcək جؤجَک طرف گود قاپ.
Cecə جئجه کنجاله. کنجار. آنچه که پس از روغن گیری از هسته باقی می ماند. قسمت درونی میوه که خوردنی نیست. آخال. پیاز سبز.
Cecim جئجیم در زمان قدیم زرهی بود که رزم آوران در جنگها می پوشند، روانداز زین اسب و یا پوششی که برای زینت در روز جنگ بر اسب می افکندند. نوعی گلیم دستباف پشمین و منقش پارچه ای ضخیم مانند پالاز و یا نوعی از قالی دو رویه نازکتر از آن که با کنار هم گذاردن تکه های گلیم به وجود آمده و به عنوان پرده و ... بکار می رود. جئجیم بسیار شبیه پلاس است ولی تیپ جئجیم عمودی و در پلاس افقی است. جئجیم در اصل برخاسته از قره باغ است. جئجیمهای قره باغ بیشتر ابریشمی هستند. به صورت جاجیم وارد زبان فارسی و به صورت جئجیم وارد روسی شده است.
Cecim cirmaq جئجیم جؽرماق از حد گذشتن. دخل کسی را آوردن. لت و پار کردن.
Cərgə جئرگه ← جرگه.
Cezbər جئزبئر جارو از ترکه انار.
Cezvəli جئزوه لی خشمگین.
Ceşn جئشن جشن. مراسم شادی.
جئشنی گئتمک جئشنی گئتمک پایکوبی کردن. جشن گرفتن.
Cedli جئندلی لاغر.
Cedəv جئندو زخم بالای دست اسب.
Cey جئی طایفه. نسل. تبار.
Ceybir جئیبیر همدست.
Ceycalar جئیجالار ← قوش دئمک.
Ceydəm جئیدم نمدی نازک و نرم که از آن بارانی سازند و به کناره فرش وغیره دوزند.
جئیرات جئیرات Qız Adı دارای آهو
Ceyran جئیران Heyvanşünaslıq Qız Adı آهوی زرد. گوزن (Gazella subgutturosa) به صورت جیران وارد زبان فارسی شده است. در قدیم به دایه ای می گفتند که شیرش را با عسل آزمایش می کردند؛ چنانچه مناسب حال کودک بود، برای دایگی فرزندان خوانین و اشراف استخدام میشد.
جئیران اوتو جئیران اوتو Bitkişünaslıq نوعی علف که مویکهایی فراوانی دارد.
جئیران بئلینه چیخماق جئیران بئلینه چیخماق دور از دسترس بودن.
جئیران باخیشلی جئیران باخیشلی نگاهی چون آهو.
جئیران باسان جئیران باسان آهوگیر. تندرو.
جئیران بالا جئیران بالا ← خالا باجی.
جئیران شور جئیران شور Bitkişünaslıq شوره.
جئیران کئچمز جئیران کئچمز معبر باریک.
جئیران گئییک جئیران گئییک Heyvanşünaslıq غزال. آهو. نخجیر.
جئیران یئریشلی جئیران یئریشلی زیبارویی که رفتاری آهووار دارد.
جئیرانی جئیرانی آهنگ رقص آذربایجانی. رقصی است ظریف، زیبا و لیریک. به همین دلیل به رقص نام زیباترین و ظریفترین جاندار یعنی جیران (گوزن) را داده اند. «جیرانی» از جمله قدیمیترین رقصهای آذربایجان است. در شوشا پا به عرصه ظهور نهاده است. سرعت متوسطی دارد و در اصل توسط خانمها ایفا می شود ولی در برخی مناطق مانند شکی توسط آقایان هم رقصیده می شود. این رقص اکنون هم مشهور است.
Ceylan جئیلان ← جئیران.
Ca جا پسوندی برای نشان دادن همگونی، همانندی و افادۀ معنی: مثل، مانند، به شیوه، به طرز، برطبق، بر وفق، بر حسب و ... کند. پیوندی که از اسم حالت ظرف می سازد. فارسجا = فارسی. بالاجا = کوچولو.
Cab جاب دیوارهٔ بزرگ سنگی. قله.
Caba جابا مالیات. باج. هدیه. تحفه. مجانی. به همین صورت در معنای هدیه وارد لهجه مصری و در معنای چیزی که در کافه به دوستان تقدیم شود وارد لهجه الجزایری زبان عربی شده است.
Cabara جابارا گشوده. باز.
Cabari جاباری گشاده دست.
جابال جابال Bitkişünaslıq درخت توت وحشی.
Cabalaq جابالاق برف درشت.
Cabba جاببا تیرکهای چوبی در میان حصار آجری.
Cabura جابورا Heyvanşünaslıq میمون.
Cat جات ← چات.
Catağ جاتاغ Farsca ← جاتاق.
Catağan جاتاغان تنبل. راحت طلب.
جاییداق جاییداق Heyvanşünaslıq اسب بدون زین.
جوت تکر جوت تکر دوچرخه.
جوجه جوجه زندان(در اصطلاح افراد خلافکار).
Coç جوْچ زمین مرطوب و سبز.
Cux جوْخ ← جوْقا.
Cox جوْخ شاخ.
Coxlamaq جوْخلاماق شاخ زدن.