← ATA Sözlük

Ç

2,886 söz bu siyahıda

Təmizlə
Söz Ərəb əlifbası Növ İzahlar
Çevirtgə چئویرتگه چرتکه.
Çevirtməc چئویرتمج درختی که بالایش را زده باشند.
Çevirtmə چئویرتمه کوچه بن بست.
Çevirtə چئویرته آبراهه. جویبار.
Çevirtim چئویرتیم آناگرام. (قلب. جابجا کردن حروف یک کلمه و ایجاد کردن یک کلمهٔ جدید).
چئویـردیک چئویـردیک درخت گورگن کوتاه قد.
چئویرگج چئویرگج مبدل. شالتر. برگرداننده. ابزار برگرداندن نان روی ساج.
Çevirgələ چئویرگل تسبیح.
Çevirgələ چئویرگله تسبیحات. دعای تسبیحی.
Çevirgən چئویرگن مدیر. کسی که برای انداختن خر تخمی نر بر خر ماده از صاحب خر ماده پول بگیرد.
Çevirgə چئویرگه حدود. شالتر. هسته. نوعی سبد. میل چرخ نخ ریسی. محصور. مخاط. مودم.
چئویرگی چئویرگی کلید. آچار. برگرداننده.
Çevirgil چئویرگیل دعا. دعای سفره.
Çevirməcə چئویرمجه آناگرام. قلب (از صناعات ادبی. تغییر جای حروف و استخراج معنی جدید).
Çevirmək چئویرمک برگرداندن. پشت و رو کردن. تبدیل کردن. تغییر دادن. دگرگون کردن. ترجمه کردن. ساقط کردن. واژگون کردن. ورق زدن. برگردان کردن. شخم زدن.
چئویرمن چئویرمن برگرداننده. مترجم.
Çevirmə چئویرمه دگرگونی. تغییر. تبدیل. اسقاط. برگردان. ترجمه. گوشت سرخ شده و برگردانده شده. به صورت «شاورمه» و «شاورما» وارد عربی، بصورت şaorma وارد زبان رومانیایی، بصورت shawarma وارد زبان فرانسه، بصورت шаверма وارد زبان روسی، بصورت shāwēimǎ وارد زبان تایوانی و به صورت שווארמה وارد زبان عبری و بصورت shawarma وارد انگلیسی و اسپانیولی شده است. دونر کباب نیز گویند. نوعی رقص آذربایجانی. ظرفی از جنس مس که به صورت آبکش یا حصیری یا تخته ای به شکل نیم گنبدی که روی غذاها یا مواد غذایی معلق می شود تا از آنها حفاظت کند.
Çevirəcək چئویره‌جک تبدیل کننده. پاشنه کش.
Çeviri چئویری برگردان. ترجمه.
چئویریتی چئویریتی برگردان. ترجمه.
Çevirici چئویریجی مبدل. مترجم. برگرداننده.
چئویریش چئویریش دگرگونی. تغییر. واژگونی.
چئویریش چئویریش راه. تدبیر. وسیله. حیله.
چئویریشمک چئویریشمک باهم دگرگون شدن.
چئویریشمه چئویریشمه مشاکله (از صناعات ادبی).
Çevirim چئویریم محل احاطه شده. محاصره شده. حلقه شده. بر گشته. برگردانده شده. گرداب. تحول.
Çevik چئویک چابک. چالاک. زرنگ. جلد. زبردست. زبردست.
چئویکلمک چئویکلمک چالاک شدن.
Çevin چئوین ژنتیک. محیط.
Çevindiz چئویندیز مهندس ژنتیک.
Çeyrə چئیره سنگریزه‌هایی که سیل آورده باشد.
Çeyrəç چئیره‌چ قصاب کوچه.
Çeyşək چئیشک خاک سنگلاخی.
Çeygəl چئیگل فاسد. فتنه کار. آدمکش.
چئین چئین سفت. سخت (گوشت).
Çeynət چئینت مغز گردو. یک چهارم مغز گردو.
چئینر تؤپؤر چئینر تؤپؤر مکرر و دل آزار.
چئینک چئینک سر راه. جویده. خرد و خمیر.
چئینلیمیش چئینلیمیش ساده.
چئینم چئینم عمل جویدن. به اندازهٔ یک بار جویدن. تکه. بریده. آدامس.
چئیننمک چئیننمک جویده شدن. ساییده شدن. خورده شدن. حرفی به دفعات تکرار شدن.
چئینه چئینه پر حرف.
چئینه‌مک چئینه‌مک جویدن. خاییدن. حرفی را مکرر کردن. دندان نرم کردن.
چئینه‌مه چئینه‌مه جوش. خایش. ← هدیک.
چئینه‌میک چئینه‌میک غذایی که در دهان جویده و بیرون آورند و به کودک دهند.
چئینه‌ییش چئینه‌ییش عمل جویدن. جوش.
چئینیش چئینیش ژیمناستیک. آجیل.
چئینیک چئینیک جای دندان. ژیمناستیک.
چئینیک چئینیک کوبیده. له شده.
چئینیکمک چئینیکمک بدنسازی کردن.