← ATA Sözlük

Zolaq | زؤلاق

ATA Sözlük

Zolaq | زؤلاق

خط. قطعه. رگه. پرتو. شعاع. شال کمر. زؤلاق آتماق: بازی جمعی با بادام. پای دیوار یک گودال یا «زؤلاق» به اندازة جا گرفتن یک سیب می کنند. تقریباً در دو متری آن روی زمین یک خط افقی می کشند. یکی از بازیکنان با زؤلاق می ایستد. بازیکنان به نوبت پایشان را آنسوی خط گذاشته و بادامهایشان را بسوی زؤلاق پرتاب می کنند. بادامهایی را که بیرون از...

Kitab 2 · Səhifə 113