ATA Sözlük
برف غبارآسا. تند. سریع. گرداب. جهنم. گیاهی که چون ثمر آن خشک شود و دست بر آن زنند پردٔ آن پاره و دانههایش در هوا پراکنده شود. فیسیفسدا نیز گویند.