جشن. شادی. عروسی. میهمانی غیر دینی. درمان. علاج. لگد. باتلاق. نوعی پرندهٔ شکاری (Otis tarda). اردو. جوان. جوانی. گل پخته که از آن سفال سازند. در زمانهای قدیم به غذایی گفته میشد که در مجلس سوگواری داده میشد. مجلس دولتی در زمان دولتهای باستانی ترک. «توی» در میان هونهای آسیا، پچنکها، قومان قپچاقها و بلغارها به شکل قورولتای یا کنگره عمومی بود ولی در میان هونهای اروپا، تاپقاچها و خزرها به شکل هیئت وزیران نمود مییافت. امروز بیشتر به معنای جشن عروسی کاربرد دارد و بنا به وضعیت و کیفیت شرکتکنندگان به انواع مختلف مانند آغ ساققال توْی، درویش توْی، لوْتوْ توْی، جاوان توْی، اوْغلان توْی، گلین توْی، توْی و گلین توْی برگزار شود. به همین صورت وارد زبان فارسی و به صورت طوی عروسی ضبط شده است.
← توْی.