مرکز. قلب اردو. یکی از سلاحهای آتشین جنگی که توسط آن گلولههای بزرگ را به مسافت دور پرتاب کنند و آن دارای انواعی است. گوی پلاستیکی که با آن بازیهایی مانند فوتبال، والیبال و ... کنند. توپ بازی. رخ. قلعه در بازی شطرنج. تؤبی چرخ: گرد. مدوّر. کلی. عمده. دستگاهی که به وسیلهٔ آن با اشعهٔ رادیو اکتیو، بیماری را معالجه میکنند. یک بسته پارچه که در خانههای پارچه بافی پیچیده، نشان به تنگ آمدن. به ستوه آمدن. ذله را با خمیر جو مخلوط کرده و در نمدی پیچیده و و در جایی گرم نگهدارند تا برسد و بخورند. تشر. از این کلمه فعلی تؤبیدن (پرخاش کردن) در زبان فارسی پدید آمده است. به صورت «الطابه» به معنی توپ (بازی) وارد عربی و به صورت توپ به معنای وسیلهٔ بازی، وسیلهٔ جنگی و محکم وارد فارسی شده است.