← ATA Sözlük

Tar | تار

ATA Sözlük

Tar | تار

تار. کم سو. نیمه تاریکی. گرگ و میش.

Kitab 1 · Səhifə 483
Tar | تار

یکی از آلات موسیقی. تودهٔ برف که در درّه‌ها روی هم انباشته می‌شوند. تیرچه‌ای که در خانهٔ مرغ‌ها قرار می‌دهند و مرغ روی آن استراحت می‌کند. تارمی.

Kitab 1 · Səhifə 483