ATA Sözlük
تار. کم سو. نیمه تاریکی. گرگ و میش.
یکی از آلات موسیقی. تودهٔ برف که در درّهها روی هم انباشته میشوند. تیرچهای که در خانهٔ مرغها قرار میدهند و مرغ روی آن استراحت میکند. تارمی.