ATA Sözlük
سطل. نام برجی از بروج فلکی. نوعی نی که در باتلاقها میروید. میانه. وسط. بهم پیوسته. زیبایی. آهو. چوب یا آهن به شکل هرم مثلث که در تنه هیزم فروکنند و بوسیلهٔ کوبیدن بر آن چوب را بشکافند. به صورت «گوه» وارد زبان فارسی شده است.