← ATA Sözlük

Qaz | غاز

ATA Sözlük

Qaz | غاز
Farsca

← قاز.

Kitab 2 · Səhifə 243
Qaz | قاز
Heyvanşünaslıq

قاز. در انواع بوز، آغ قاش، هندقازی، داغ قازی، شوملوق قازی، قاشقا و ماوی وجود دارد. به صورت «غاز» و «قاز» وارد زبان فارسی شده است. همچنین واحد تقسیم پول در عهد پادشاهی فتحعلیشاه قاجار بوده و معادل ۵ دینار ارزش داشته است. این واحد از زمان سلطنت شاه عباس کبیر تا سال ۱۲۰۴ هجری رواج داشته ولی در سال ۱۲۲۴ متروک شده بود. چرک. ریم. چرک بدن. به صورت «خاز» به همین معنا وارد زبان فارسی شده است. طوفان.

Anser avica
Kitab 2 · Səhifə 295
Qaz | گاز

گاز. پارچه نازک و لطیف که در زخم بندی به کار می رود. بخار. دروغ. لاف. فریب.

Kitab 2 · Səhifə 498