ماست. نانخورش. ترشی که بر آشها زنند. چاشنی. شدید. جدّی. نیرومند. سخت. دشوار. نادان. نهایی. ناخوشایند. به صورت قاتق و فتق در معنای خورشت و به صورت «کتخ» در معنای کشک و ماست وارد فارسی شده و مصدر قاتق کردن به معنای نانخورش را کم کم با نان خوردن نیز از همین ریشه پدید آمده.