← قاتی.
مخلوط. درهم و برهم. مرکب. غلیظ. انبوه. پرپشت. سخت. سفت. جامد. شدید. بسیار تند. دوآتشه. قهار. بیرحم. تجسمی (ریاضی). به صورت قاطی و غاتی به همین معنا وارد زبان فارسی شده و عبارتهایی چون قاطی کردن و قاتی پاتی و قات زدن نیز از همین ریشه پدید آمدهاند.
← قاتی.