ATA Sözlük
پاپ. کشیش مسیحی. راهب. آدم بدترکیب. حیله. پاپاز اوچورماق: سرمست شدن. پاپازچی: نوعی قمارباز. پاپازلیق: رهبانیت. پاپازی قاچیرماق: بازی را بهم زدن.