کندن. کنده کاری کردن. مشت مال دادن. در قدیم به معنای رقصیدن و شادی کردن و جهیدن استفاده می شد. طایفه و عشیره. محال. انگشتانه. یورد. اوبا. مسکن. قبیله. در زبان ترکی اویغوری به معنی اجتماع کردن و تابع انضباط شدن بوده است. آیماک نیز می گفتند. در مغولستان قرون وسطی یک دسته ایل خویشاوند که در سرزمینی کوچ می کردند، ایماغ نامیده می شدند. نام طایفه ای از ترکان که در افغانستان، ازبکستان و ایران زندگی می کنند و تقریباً ۶ میلیون نفر جمعیت دارند. به صورتهای «اویماق» و «ایماق» به معنای طایفه وارد فارسی شده است.
← اویماق.