تیره. شاخه. تیر. پیکان. خدنگ. محور. بردار. سهم (ریاضیات) منطقه البروج. صورت فلکی در نیمکره شمالی. جویبار کوچک. یک واحد انسانی در میان ترکان که از ترکیب چند «اوروق» پدید میآمد و از ترکیب چند «اوخ» نیز یک «بودون» درست میشد. «اوخ» به یک تشکیلات سیاسی وابسته بود. «اوخ» در میان ترکان، نشانه تابعیت بود. به صورت «اوغ» و «اوق» به معنای تیر وارد فارسی شده است. اوخ آتان: تیرانداز. منطقه البروج. عطارد. قوس. ماه نوامبر. ماه آذر. اوخ آتما: قرعه کشی. اوخ آتیپ یایینی گیزلتمک: نظر خود را صریح و کامل نگفتن. اوخ آرخ: زهجویبار نازک و صاف. اوخ آلاتگی: میدان تیر.