← ATA Sözlük

Ox | اوخ

ATA Sözlük

Ox | اوخ

تیره. شاخه. تیر. پیکان. خدنگ. محور. بردار. سهم (ریاضیات) منطقه البروج. صورت فلکی در نیمکره شمالی. جویبار کوچک. یک واحد انسانی در میان ترکان که از ترکیب چند «اوروق» پدید می‌آمد و از ترکیب چند «اوخ» نیز یک «بودون» درست می‌شد. «اوخ» به یک تشکیلات سیاسی وابسته بود. «اوخ» در میان ترکان، نشانه تابعیت بود. به صورت «اوغ» و «اوق» به معنای تیر وارد فارسی شده است. اوخ آتان: تیرانداز. منطقه البروج. عطارد. قوس. ماه نوامبر. ماه آذر. اوخ آتما: قرعه کشی. اوخ آتیپ یایینی گیزلتمک: نظر خود را صریح و کامل نگفتن. اوخ آرخ: زه‌جویبار نازک و صاف. اوخ آلاتگی: میدان تیر.

Kitab 1 · Səhifə 236