ATA Sözlük
شکاف. بریدگی. فرورفتگی. قطعه چوب. بریده. ناقص. کوتاه. برجستگی روی شاخ. نوک استخوان. نشانه. دفترچه. کرتیکچی: داوری که امتیازات بازیکنان را روی چوب یا خطی علامت بزند. کرتیک کمریک: شکافته و بریده. کرتیکلمک: شکافته شدن. کرتیکله مک: شکاف دادن.