← ATA Sözlük

Kəmər | کمر

ATA Sözlük

Kəmər | کمر
Heyvanşünaslıq Farsca

سقف. پشته منظم هیزم. کمرا: ← کامارا. کمر باغلاما / کمر تاخدی: ← بئل باغلاما. کمر بالیغی: ← آی بالیغی. کمر بسته: نوعی ابریشم اعلاء. کمرلی: کمر دار. ثروتمند. کمر وئردی: (کمر دهی) نوعی بازی. ابتدا بازیکنان به صورت دایره در حالی که دستها را به پشت خود گذاشته‌اند، کنار هم می‌ایستند و یک نفر که پیشتر به قید قرعه انتخاب شده، در حالی که کمربندی در دست دارد، پشت سر افراد دور می‌زند و دنبال فرصتی است تا کمربند را به دست یکی از بازیکنان داده و خود جای او بایستد. هر کس که کمر را گرفت باید فوراً برگشته به جان فرد مذکور بیفتد و او را با شلاق بزند. بازیکن دیگر نیز باید فرار کرده و به جای خود برگشته شخص کمر بدست آمده و در جای خود مستقر می‌شود. اگر موفق شد او را تا قبل از رسیدن به محل مورد نظر بزند، برنده محسوب شده و در غیر این صورت باید کمر به دست پشت سر بقیه دور بزند و بازی را ادامه دهد. کمره‌: سرگین. چرکت. کمرین آلتی بوشالماق: روده بزرگ روده کوچک را خوردن.

Kitab 2 · Səhifə 457