ATA Sözlük
پر. مشبع. مملو. بغض آلود. وسیله نقلیه که با پر شدن حرکت کند. آماده. کشیده (زه کمان). حیله. کلک. به صورت Dolmush در معنای نخست وارد انگلیسی شده است.