← ATA Sözlük

Car car | جارجار

ATA Sözlük

Car car | جارجار

سر وصدا. وسیله‌ای برای کوبیدن گندم در خرمن. دو گاو نر به آن می‌بندند. یک نفر نیز بر سکوی آن می‌نشست و بر آن سنگینی می‌کرد. دیسک. شتری که از آمیزش بوغور و مایا به وجود آید.

Kitab 1 · Səhifə 552