ATA Sözlük
← بولون.
مرز. گوشه. زاویه. اسیر. زندانی. آماده. موجود. پشتۀ کوچک علوفه. طرف. سمت. به صورت «بلون» در معنای غلام وارد زبان فارسی شده است.