← ATA Sözlük

Baş tutmaq | باش توتماق

ATA Sözlük

Baş tutmaq | باش توتماق

صورت گرفتن. انجام یافتن. تحقق یافتن. به اجرا درآمدن. به نتیجه رسیدن. به ثمر رسیدن. نایل شدن. تمیز کردن غله. الک کردن.

Kitab 1 · Səhifə 361