← بیگ.
بزرگ. داماد. رئیس طایفه. امیر. لقب اعیان. بیگ. فرمانروایی که در رأس یک «بوی» قرار می گرفت. وظایف او عبارت بود از: حفاظت از پیوندهای درون قبیله، اجرای حق و عدالت و دفاع از قبیله در برابر حمله دشمن. بیگها با در نظر گرفتن جسارت، قدرت مالی و حسن شهرت انتخاب میشدند. با گذشت زمان و افزایش قدرت و امکانات بویها، وظیفه بیگ نیز صورت موروثی یافته و به جز در موارد استثنایی، از حالت انتخابی خارج شد. عنوان بیگ از زمان مته خان (موتون بیگ تون) موجود بود و تاریخی ۲۳۰۰ ساله دارد. از سده ۱۱ میلادی، معنای بیگ گسترش یافته و تا زمان ما نیز ادامه یافته است. در فارسی Beyg تلفظ میشود. به صورت «بای» و در معنای ثروتمند و مالدار وارد زبان عربی و به صورت Big و Beg وارد زبان انگلیسی شده است. فعل «بآی» به معنای فخر فروختن، نیز وجود دارد. «البیک» (جمع آن بوات یا بیکات) در عربی به معنای لقبی کاربرد دارد که به فرزندان وزراء و افراد سرشناس و صاحبان مال و نفوذ داده میشود. لقبی اختصاری دریدار و فرماندار.