تقسیم کننده غذا. آنکه در میهمانیهای بزرگ ترکان، غذای متناسب با مقام هر میهمان را برای او تعیین کنند. بزرگ و ریش سفید مطبخ و خوانسالار. باکول. ناظر. آبدار. شرابدار. آنکه مأمور چشیدن اغذیه پادشاهان و امیران بود. مباشر تهیه غذا و آشامیدنی جهت شاهان و امیران. مأمور سررشتهداری قشون در دوره ایلخانان مغول و تیموریان که از جمله وظایف او پرداخت مزد سپاهیان و تقسیم غنایم بوده است. متصدی سررشتهداری در دوره تیموریان که مأمور تهیه غذا برای سکنه مدرسه و خانقاه بود. به صورت بکاول و بقاول به معنای خوانسالار وارد فارسی شده است.