تیری که از روی چیزی انداخته شود. تیری که روی نهر اندازند و از روی آن بگذرند. سر ستون تیرچوبی یا تیر آهنی که روی درها و پنجرهها میاندازند. پل. رابط. نخی که در بافندگی از روی پارچه انداخته شود. نخ پود که همراه ماسوره حرکت عرضی میکند. روسری. قسمتی از غذا که به قدر خوردن نیست. شانه. چارقد. پس مانده. چنگال یا چوب دو شاخه که برای باد دادن یا جابجایی علوفه و غیره استفاده میشود. زبان. پود. دور ریز. کمان حلاجی. شانه بزرگ. اجرا. عمل. هدیه که روز نامزدی برای دختر آورند.