← ATA Sözlük

گنده رپلمک

ATA Sözlük

| گنده رپلمک

رد شدن. گنده گننده: در حال رفتن. در آخرین لحظه حرکت. در این اثناء. در این بین. گنده گه: مغرور. گنده حال رفتن. در آخرین لحظه. مکرّر. به کرّات. به تدریج. بمرور. گنده گوده: اراذل و اوباش. گنده گه: مغرور. گنده گی: سالن. راهرو. کریدور. گنده گیله: گل نیمه سفت. گنده لج: تیردان. تیرکش. گنده لشمک: مشاجره کردن. گنده لشمه: مشاجره. گنده له: سبد بافته شده از ترکه. ظرف گلی. گنده لی: رفتنی. از وقتی که رفته. گنده لیک: ولگردی. رذلی. گنده مج: بیرون. ورودی خانه روستایی. گنده مه: نوعی چادر نمدی. گنده وت: (Gedəvət) باد. باد شمال غربی. باد شرقی یا غربی. جایی که سرما بر آنجا بسیار تأثیر کرده. جوی. گنده وک: (Gedəvək) باد غربی. گنده ول: (Gedəvəl) شمالی. گندی: (Gedəy) سالن. راهرو. گندی: (Gedi) فانی. جهان. بی وفا. بصورت «گیتی» وارد فارسی شده.

Kitab 2 · Səhifə 496