ATA Sözlük
پختن. طبخ کردن. پخت و پز کردن. کسی را نرم کردن. دم کسی را دیدن. آماده و راضی کردن کسی. پا به سن گذاشتن. ذوب کردن مادهُ مخدّر. پیشیرمن: آشپز. طباخ.