← ATA Sözlük

قارقارا

ATA Sözlük

| قارقارا

قرقره. قرقره نخ. قرقره برای بلند کردن بار یا بالا کشیدن آب از چاه. غرغره. مضمضه. گرداندن آب در دهان و گلو. ترس. واهمه. شربت. هرج و مرج. نام داروی گیاهی. مفتولی که سر آن به دیوار یا درختی بسته شده باشد. بازیچه‌ای که از گردو درست کنند. نام پرنده‌ای است شبیه به کلنگ که زیر گلویش سیاه است و از موی آن کاکل درست کنند. به صورت قرقره وارد فارسی شده است.

Kitab 2 · Səhifə 290