← ATA Sözlük

سامانچی

ATA Sözlük

| سامانچی
Heyvanşünaslıq

گربهٔ وحشی. کاه فروش. سامانخانا: کاهدان. سامانساق: کله پوک. کند ذهن. سامانسۇو: به رنگ کاه. ← بابلی. سامان سۇیوُ: نور ستارهٔ زرد. سامان سیریمؽ: کاه جمع کردن. سامان سیریمی: زمان جمع آوری کاه. سامان قوْل: ابله. احمق. سامان قاپان: کهربا. سامان قاپانی: ترازو بزرگ مخصوص وزن کردن کاه با کفه بزرگ و درجهٔ آهنی مدرج. سامان قوُرساق: شکمو. چاق. سامان قوْل: نازک ساقه. ساقهٔ گیاهانی مانند گندم و برنج که نازک است. سامان کیمی: (مانند کاه) بی مزه. سامانلاماق: کاه مخلوط علوفه کردن. سامانلیق: کاهدان. سامانلی لای: کاهگل. سامانی: به رنگ کاه. سامان یالاغؽ: کهکشان. سامان یوْلوُ: کهکشان. کهکشان راه شیری.

Kitab 2 · Səhifə 145