ATA Sözlük
پیش آمدن. اتفاق افتادن. برخوردن. تصادف کردن. مصادف شدن. راست آمدن کار. مطابق دلخواه شدن. هماهنگی داشتن. تحقق یافتن. به وقوع پیوستن. به هدف خوردن. اصابت کردن.