← ATA Sözlük

راست گلمک

ATA Sözlük

| راست گلمک

پیش آمدن. اتفاق افتادن. برخوردن. تصادف کردن. مصادف شدن. راست آمدن کار. مطابق دلخواه شدن. هماهنگی داشتن. تحقق یافتن. به وقوع پیوستن. به هدف خوردن. اصابت کردن.

Kitab 2 · Səhifə 108