ATA Sözlük
درست شدن. ساخته شدن. اصلاح شدن. تعمیر شدن. تنظیم شدن. منظم شدن. چیده شدن. بهتر شدن. سالم شدن. تشکیل شدن. تهیه شدن. قد راست کردن. ایستادن. راه افتادن. به سویی حرکت کردن. استخدام شدن.