← ATA Sözlük

Üzəngi | اؤزنگی

ATA Sözlük

Üzəngi | اؤزنگی

رکاب (اسب). رکابی (گوش). سوراخ بند چاروق. گودی زیر پا. تخته زیر اجاق. به صورت «ازنگه» وارد زبان فارسی شده است. نوعی بازی پرتحرک پسرانه. اؤزنگیچی: رکابدار. نگهدارنده رکاب. اؤزنگیدش: هم رکاب. اؤزنگی سوخوشدورماق: رقابت کردن. یکی بدو کردن. اؤزنگی سؤمؤگو: نوعی استخوان به شکل رکاب در گوش میانی. اؤزنگی قورچوسو: رکابدار. مهمیزدار. کسی که رکاب را نگهدارد تا سوار به راحتی سوار اسب شود. اؤزنگی گمیکی: رکابی. اؤزنگیلس: مقام. رتبه. اؤزنگیله مک: رکاب یا مهمیز زدن. اؤزنگیلیک: تسمه یا وسیله مناسب برای رکاب. هدیه که عروس هنگام پیاده شدن از اسب در خانه داماد به پدر و مادر داماد بدهد. گودی زیر پا.

Kitab 1 · Səhifə 259
| اؤزنگی

تقلید

Kitab 1 · Səhifə 259